my sentences

اینم چند تا جمله دیگه راجب سوکی.


1.این شخص اینده ای ساخته که گذشتش جلوش زانو زده.


2.فرقی نمیکنه دختر باشی یا پسر همین که با دل کسی بازی نکنی مردی.


3.یک ادم ایده ال کسی نیست که بیشترین ثروت و جذاب ترین قیافه رو داشته باشه بلکه کسی هست

که هر روز با کار هاش لبخند بر روی لب هاتون بنشونه.


4.صداقت هدیه بسیار ارزشمندیه اون رو از انسان های باارزش انتظار داشته باشین.


5.همیشه دعا میکنم که این شخص چشمانی داشته باشه که بهترین ها رو در ادمها ببینه.

قلب بزرگش اینقدر بزرگ بشه که خطاکارترین ها رو ببخشه.

ذهنی داشته باشه که  بدی ها رو فراموش کنه و روحی که هیچ وقت خداشو فراموش نکنه.

my sentences

اینم یه سری جمله دیگه راجب سوکی.


1.اگه میخوای بدونی ثروتت چقدره پول هاتو نشمر. قطره اشکی بریز تعداد دوستانی که با محبتشون اونو

پاک میکنند ثروت توست.


2.تو ما را یاد کنی یا نکنی .باورت بشه یا نشه نفسمون میگیره وقتی که تو ناراحتی.


3.هنگامی که برای یک نفر وقت میزاری قسمتی از زندگیت رو به او دادی .که باز پس نمیگیری.مارماهی

ها قطعا دارین واسه ادم خوبی وقت میزارین.

my sentences

اینم باز یهو به ذهنم رسید گفتم بنویسم.


آدم های بد رو هر جور شده تحمل میکنم.کاسه صبررم از آدم هایی لبریزه که به آدم

های خوب بدی می کنند و تهمت بدی به اونا میزنن.

my sentences

اینم چند جمله دیگه واسه سوکی


1)روزی میرسه که واستون مهم نیست که گذشتش چی بوده یا الان داره چیکار می کنه و واستون اهمیت نداره چون بیشتر از اون میخواید که تو ایندتون باشه


2) به دنبال کسی نباشید که کامله بلکه به دنبال کسی باشید که وجودش شما رو کامل میکنه

مردم از کمر درد.

اییییییییییییییییییییییییییییییی مردم از کمر درد اخه این بابام هم ارث قشنگ نداشت بهم

بده دیسک کمر شو بهم داد اخه من تو این سن باید دیسک کمر داشته باشم ای خدا.

از دیروز اینقده درد میکنه انگاری یکی دریل برداشته گذاشته رو همون مهره کمرم که

خرابه ول نمیکنه. هر چی کمر بند میبندم استراحت میکنم انگار که نه انگار اخه من

دوست ندارم مسکن بخورم ادم بعدا بهش معتاد میشه دوست ندارم.بچه ها دعا کنین

بهتر بشم . چون دیگه واقعا خیلیییییییییییییییییی درد میکنه.

my birthday

خب امروز تولدم منه هووووووووووراااااااااا . فکر نکنم کسی یادش بود نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در هر صورت من عاشق

روز تولدم هستم هر روز از زندگیم هم بد باشه روز تولدم باید یه روز متفاوت باشه چون واقعا ادم حس میکنه اجازه

یه شروع دیگه رو داره و واقعا شاد میشه امروز تولدم هست ولی دیروز جشن گرفتم اولش خیلی ناراحت بودم تا

بیدار شدم فهمیدم شقایق نمیاد وخواهرم هم که مریض بود دو روز کامل تو تخت افتاده بود نمی تونست کاری

بکنه و از یه طرف دیگه هم کس زیادی نمیخواست بیاد منم دیگه غصم گرفت سرم رو کردم زیر پتو گریه کردم خود 

به خود اشکم می ریخت تازه تا ساعت 8 هم کلاس بودم اما یهو همه چی خوب پیش رفت و حتی شقایق هم اومد  واقعا شب خیلی

خوبی بود خالم واسم ترکوند اخه من خودم خیلی ساکت هستم همیشه اروم و ساده واسه همین واسم سخت

بود که روز تولدم چه جوری رفتار کنم اخه من که هیچ وقت تو هیچ جشنی حتی تولد خودم هم نمی رقصم و

لباسم هم ساده هست ولی ایندفعه یکم فرق داشت دختر خالم موهامو درست کرده بود بعد همش هر یه ثانیه

میگفتم موهام بد شده نه ؟؟؟همه رو کلافه کرده بودم ولی چون اخلاقم رو میدونستند ناراحت نمی شدند و می

گفتند خوبه یه بار مثل ادم شدی حالا هی بگو بد شدم خخخخ اینو راست میگند یه ذره از اون قیافه ی قبلم بیرون

اومدم  ولی از همه مهم تر اینه که روز اصلیه تولدم رو با شما میگذرونم همتون رو یه دنیا دوست دارم و واقعا

بهترین دوستای من هستید

اینم کیک تولدم از اولش هی یاد درسا میوفتادم اخه شکلاتی بود پر موز خیلییییییییییییییی خوشمزه بود

http://www.8pic.ir/images/74099274834468016181.jpg

خوب اینم از کادو شقایق یعنی تو خوابم نمی دیدم این کادو شقایق باشه اخه من هر ثانیه از کشیدن این نقاشی پیشش بودم کلی خاطره از این داشتیم خیلی خندیدم  و اینکه عکس رو من انتخاب کردم که بکشه واسه همین هر دو دوست داشتیم وبیشتر از سه ماه طول کشید اخه تو امتحان ها ی ترم بود وقت نداشت که بکشه این نقاشی واسه هر دومون خیلی ارزش داره و شقایق جوننننننننننن واسم قابش گرفت اول قرار بود پولمون رو نصف کنیم و یه قاب بگیریم ولی خوب دیگه

http://www.8pic.ir/images/80304330959973641616.jpg

اینم یکی دیگه از کادو های شقایق هست که من خیلی میدوستمش یعنی به خاطر این کلی فکر اومد به سرم اگه بگم خیلی میخندین روم اخه می گفتم چی میشد کلی از این سی دی ها میشد همه از هر جا که هستند با یه اگهی دربارش به مردم بدن و که اشنا بشن درسته کار خنده داریه ولی اگه واقعا شهامت انجام دادنش رو داشتیم و موقعیتمون فرق داشت خیلی خوب بود در هر صورت که نمیشه

http://www.8pic.ir/images/41655608797320898079.jpg

نظر سنجی

خوب اینم یه نظر سنجی دیگست یعنی عاشق این توهم زدن هام هستم  می خواستم نظر های شما هم بدونم

داشتم فکر می کردم  که یه کلمه هایی هست که ما  ایرانی ها یه کار می بریم فرض  کنید سوکی اینا رو بگه

مثلا وقتی  استرس داره بهش بگی دلت بد راه نده یا اینکه   وقتی یکی ازش سوال بپرسه بگه کجا اون بگه خونه

ی پسر شجاع یا وقتی میگه حوصلم سر رفته بگیم یه جیزی روش بزار سر نره  یا وقتی میخواد به یکی اعصابش

خورده بگه دیگه هیچی نگو دکورت رو تو هم  می کنم و.... از این چیزا خیلی دوست دارم  یاد بگیره خواستم  هر

کس  چیز ی بلده بگه  یکم بخندیم و شاد باشیم .




http://uploadtak.com/images/u8454_76124819338759043219.jpg




ساخته ی ذهن من

1)در زندگی کردن هیچ توقفی وجود ندارد اغاز کننده ی ان خودش اتمام دهنده ی ان خواهد بود


2)رویاهایت را دور نبین ان ها نزد تو هستند تنها ایمان داشته باش که تحقق می یابند


3)از مشکلاتت درس بگیر اما اگاه باش ان ها را بار دگیر تجربه نکنی

my dream

راستش امروز صبح ساعت 9 اینا از خواب بلند شدم خیلی حالم بد بود انقدر دل درد داشتم که نمی تونستم  صاف بایستم برایه اینکه بتونم قرص بخورم یه تکه بیسکویت خوردم  بعد هم رفتم بخوابم ولی من کلا وقتی حالم خوب نیست به سوکی  فکر می کنم  و کلی خیال پردازی ها که بینش خواب رفتم و ادامشو تو خواب دیدم گفتم واسه شما هم بگم تو ادامه میزارم هر کی دوست داشت بخونه

http://www.8pic.ir/images/43192112327981708318.jpg

ادامه نوشته

داغون شدم اساسی

راستش دیروز من تمام مدت تو مطب دکتر بودم شب قبلش که اصلا نخوابیدم بهد تا اومدم بخوابم ساعت 3.15 شب

اماده شدم که بریم شیراز  از همون موقع تا 9.30 شب تو ماشین و مطب دکتر بودیم یعنی مردم  الان هم بدنم بدجور

کوفته شده مردم میرن بیرون شهر واسه تفریح ما همش تو دکتر بودیم  ولی از همه مهم تر وقتی تو دکتر بودم مامانم

برام ویالون گرفت حتی من رنگش رو هم ندیده بودم  خیلی ذوق داشتم برسم خونه نگاش کنم خدایی

خیلیییییییییییییییی نازه اصلا وقتی دیدمش همه چی یادم رفت  ولی حتی شب هم چیزی نخوردم تا الان که از خواب

بلند شدم فکر کنم بدنم یه استراحتی کرد بعد از مدت ها شب خوابیدم

خاطره ی من و شقایق

هه امروز من و شقایق سحر خیز شدیم من که ساعت 5.30 بلند شدم نماز بخونم اونم ساعت 6 قرار گذاشتیم

صبح زود بریم دوچرخه سواری  البته همیشه میریم منتها بعد از ظهر این بار اولین با بود که صبح رفتیم  کلی حال

داد از خونه تا کنار دریا رفتیم اب دریا هم پر بود خیلی کیف داد بعد همه پیرمرد ها بودن داشتن ورزش می کردند

تازه یه جونور دیدیم خیلی عجیب بود یاد بیگی افتادیم  بعد هم همون جا رو به رو دریا نون پنیر گردو گرفته بودیم رو

خوردیم

اینم عکس دوچرخه هامون گفتیم سفیده پورشه اوپاست قرمزه هم که مال شقایق فراری هست

http://www.8pic.ir/images/56311802248438019268.jpg

اینم صبحونه ما حال می کنید  

                                          http://www.8pic.ir/images/36836294244317110195.jpg                                                                                                                                                                  

خاطره خرمگس گرفتن من و نیلو......

من و نیلو وقتی بچه بودیم یه کاری کردیم که نگووووو

فکر کنم چهارم دبستان بودیم.من رفته بودم خونه نیلو که باهم بازی کنیم ولی هیچ کس غیر منو نیلو خونه نبود

همین طوری که داشتیم بازی میکردیم یهو یه خرمگس اومد منو نیلو هم نمیتونستیم بگیریمش ولی خیلی خرمگس

اذیت میکرد.ماهم دیدیم چاره ای نداریم وقتی خرمگس رو فرش بود ما یه لیوان گذاشتیم روش یه چند ساعتی

بازی کردیم بعد دیدیم که خرمگس مرده فکر کنم اکسیزن کم اورده بود بیچاره.حالا مثلا با اون نیمچه مغزمون

میخواستیم برش داریم اما نه من میتونستم نه نیلو .نمیدونم کدوم یکی از ما احمق ها پیشنهاد دا که با قاشق

بندازیمش تو لیوان.بالاخره با کلی زور و زحمت انداختیمش تو لیوان با قاشق .نیلو گفت اگه مامانم بفهمه با قاشق

و لیوان خرمگس گرفتیم دیگه اینا رو  میندازه دور.ماهم اومدیم رفتیم تو بالکن لیوان و از بالا انداختیم پایین همون

موقع یه زنه رد شد خدا رو شکر تو سرش نخورد بعدم قاشق و انداختیم.


بعد همین چند وقت پیش نیلو گفت ما اگه خدابخواد روزی سوکی رو دیدیم ساعتش هم بدزدیم یا هرچیزیش رو

خودش کلی پول درمیاریم.بعد چند دقیقه بعد گفت نه بابا ما عرضه نداریم.منم یهو یاد این خاطره افتادم گفتم نه

بابا بهش میگیم ما همون هایی هستیم که با لیوان خرمگس گرفتیم.زود پولت و رد کن بیاد

خخخخخخخخخخخخخخخخخ

دیگه حالا این تیکه کلاممون شده دیگه.